اثر گذاری عشق در نوشته های عاشقانه از اشعار حافظ
7 بازدید
موضوع: ادبیات فارسی


اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 

بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را

 

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

 

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

 

من از ان حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

 

بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی

جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را

 

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

 

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

 

غزل گفتیّ و دُر سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را

 

عشق

شاهدان گر دلبری زین سان کنند

زاهدان را رخنه در ایمان کنند

 

هر کجا ان شاخ نرگس بشکفد

گلرخانش دیده نرگسدان کنند

 

ای جوان سروقد گویی ببر

پیش از ان کز قامتت چوگان کنند

 

عاشقان را بر سرخود حکم نیست

هر چه فرمان تو باشد ان کنند

 

پیش چشمم کمتر است از قطره ای

این حکایت ها که از طوفان کنند

 

یار ما چون گیرد آغاز سماع

قدسیان بر عرش دست افشان کنند

 

مردم چشمم به خون آغشته شد

در کجا این ستم بر انسان کنند

 

خوش برآ با غصه ای دل کاهل راز

عیش خوش در بوته هجران کنند

 

سر مکش حافظ ز آه نیم شب

تا چو صبحت آینه رخشان کنند

“حافظ”