نصایح حضرت امیر علیه السلام به مردم در نحوه رفتار با دیگران
15 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

نصایح حضرت امیر علیه السلام به مردم در نحوه رفتار با دیگران

یا أَیهَا النَّاسُ کفْرُ النِّعْمَةِ لُؤْمٌ وَ صُحْبَةُ الْجَاهِلِ شُؤْمٌ إِنَّ مِنَ الْکرَمِ لِینَ الْکلَامِ وَ مِنَ الْعِبَادَةِ إِظْهَارَ اللِّسَانِ وَ إِفْشَاءَ السَّلَامِ إِیاک وَ الْخَدِیعَةَ فَإِنَّهَا مِنْ خُلُقِ اللَّئِیمِ لَیسَ کلُّ طَالِبٍ یصِیبُ وَ لَا کلُّ غَائِبٍ یئُوبُ لَا تَرْغَبْ فِیمَنْ زَهِدَ فِیک رُبَّ بَعِیدٍ هُوَ أَقْرَبُ مِنْ قَرِیبٍ سَلْ عَنِ الرَّفِیقِ قَبْلَ الطَّرِیقِ وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ أَلَا وَ مَنْ أَسْرَعَ فِی الْمَسِیرِ أَدْرَکهُ الْمَقِیلُ اسْتُرْ عَوْرَةَ أَخِیک کمَا تَعْلَمُهَا فِیک اغْتَفِرْ زَلَّةَ صَدِیقِک لِیوْمِ یرْکبُک عَدُوُّک مَنْ غَضِبَ عَلَی مَنْ لَا یقْدِرُ عَلَی ضَرِّهِ طَالَ حُزْنُهُ وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ مَنْ خَافَ رَبَّهُ کفَّ ظُلْمَهُ [مَنْ خَافَ رَبَّهُ کفِی عَذَابَهُ ] وَ مَنْ لَمْ یزِغْ فِی کلَامِهِ أَظْهَرَ فَخْرَهُ وَ مَنْ لَمْ یعْرِفِ الْخَیرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ الْبَهِیمَةِ إِنَّ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةَ الزَّادِ مَا أَصْغَرَ الْمُصِیبَةَ مَعَ عِظَمِ الْفَاقَةِ غَداً هَیهَاتَ هَیهَاتَ وَ مَا تَنَاکرْتُمْ إِلَّا لِمَا فِیکمْ مِنَ الْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ فَمَا أَقْرَبَ الرَّاحَةَ مِنَ التَّعَبِ وَ الْبُؤْسَ مِنَ النَّعِیمِ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ مَا خَیرٌ بِخَیرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ کلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ کلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیةٌ وَ عِنْدَ تَصْحِیحِ الضَّمَائِرِ تُبْدُو الْکبَائِرُ تَصْفِیةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ تَخْلِیصُ النِّیةِ مِنَ الْفَسَادِ أَشَدُّ عَلَی الْعَامِلِینَ مِنْ طُولِ الْجِهَادِ هَیهَاتَ لَوْ لَا التُّقَی لَکنْتُ أَدْهَی الْعَرَبِ(ایمردم! نمک نشناسی پستی است، رفاقت نادان شوم است، نرم گفتاری از بزرگی است، از مکر و خدعه بپرهیز که خوی لئیمان است، هر جوینده نیابد، و هر غایب باز نگردد، به آن که با تو سرد است دل مبند، چه بیگانه ها که از خویش نزدیکترند، نخست از همراه پرس آنگاه از راه، و اول از همسایه و سپس از خانه، برای آنچه از خود سراغ داری عیب برادرت را بپوشان (عیبش را بپوش تا عیبت را بپوشد، و یا آن که خود معیوب است نباید به عیب دگران پردازد)، لغزش دوست را برای روز تسلط دشمن نادیده گیر، هر که بر کسی غضب کند که نتواند زیانش رساند، غمش طولانی و روحش معذب گردد، هر که از خدای خود ترسد از ستم خودداری کند، آن که خیر و شر خود نشناسد همانند چارپایان است، تباه کردن توشه فساد است، مصیبت (دنیا) در کنار عظمت تنگدستی فردا چقدر کوچک است! دشمنیها و اختلافات شما (چیزی) نیست مگر اثر گناه، چقدر راحت به رنج و سختی به تحول و تغییر نزدیک است، شری که به دنبالش بهشت باشد شر نیست، خیری که به دنبالش دوزخ باشد خیر نیست، هر نعمتی بجز بهشت ناچیز است، هر بلائی بجز جهنم سلامت است. به هنگام اصلاح درون، گناهان بزرگ نمایان گردد، اخلاص عمل از خود عمل مشکلتر است. هیهات اگر ترس از خدا نبود من از همه عرب سیاستمدارتر بودم، بر شما باد رعایت خدا در خلوت و جلوت، حقگوئی در آرامش و غضب، میانه روی در توانگری و درویشی، عدالت با دوست و دشمن، عمل در نشاط و کسالت، و رضایت از خدا در سختی و رفاه. هر که حرفش زیاد است اشتباهش زیاد است، هر که اشتباهش زیاد است شرمش کم است، و هر که شرمش کم است پرهیزگاریش اندک است، هر که پرهیزگاریش اندک است قلبش مرده است، و هر که قلبش مرده است جایش دوزخ است، هر که فکر کند عبرت گیرد، هر که عبرت گیرد گوشه گیر شود، و هر که گوشه گیرد (از فتنه ها) سالم ماند، هر که از هوس بگذرد آزاد است، هر که حسد را وانهد محبوب مردم گردد، عزت مؤمن در بی نیازی از مردم است، قناعت مالی تمام نشدنی است، هر که بسیار یاد مرگ کند از دنیا به اندک بسازد، هر که گفتارش را جزء اعمالش داند سخن بیهوده نگوید. شگفتا که گروهی از عذاب ترسند و (از گناه) دست نکشند، و امید ثواب دارند و توبه نکنند، فکر کردن روشنی آرد، غفلت تاریکی است، نادانی گمراهی است، سعادتمند آن است که از دیگران پند گیرد، ادب بهترین میراث است، خوش اخلاقی بهترین همدم است، با قطع رحم برکت و فزونی نیست، با فسق و فجور بی نیازی نیست. (10) سلامت ده جزء است نه جزئش در سکوت از غیر ذکر خدا، و یک جزئش در ترک معاشرت ابلهان است. سر علم نرمخوئی و سازگاری و آفتش درشتی است (کلینی، 1407؛ ج 8؛ ص18-30).