آداب مهمانی و مهمانداری
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

آداب مهمانداری و مهمانی

مهمانی گرفتن و مهمانداری از سنت های زیبا است. همانطور که مهمان باید حقوق و ملاحظه صاحب خانه را بکند، صاحبخانه نیز باید نکات چندی را درباره مهمان ملاحظه نماید. اهل بیت علیهم السلام نکات ظریفی را در این باره ملاحظه می فرمودند. اهل بیت علیهم السلام مهمان را به کاری وا نمی داشتند:

عَنْ عُبَیدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَغْدَادِی عَمَّنْ أَخْبَرَهُ قَالَ: نَزَلَ بِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع ضَیفٌ وَ کانَ جَالِساً عِنْدَهُ یحَدِّثُهُ فِی بَعْضِ اللَّیلِ فَتَغَیرَ السِّرَاجُ فَمَدَّ الرَّجُلُ یدَهُ لِیصْلِحَهُ فَزَبَرَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع ثُمَّ بَادَرَهُ بِنَفْسِهِ فَأَصْلَحَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ إِنَّا قَوْمٌ لَا نَسْتَخْدِمُ أَضْیافَنَا(کلینی، 1407، ج6، ص283)؛ میهمانی بر علی بن موسی علیه السلام وارد شد و تا شب هنگام نزد آن حضرت نشسته و سخن می گفت، ناگهان چراغ دچار مشکل شد و شعله اش تغییر کرد (و فرو افتاد) میهمان خواست دست برد که چراغ را درست کند؛ ولی حضرت رضا علیه السلام مانع شد، سپس خود اقدام به اصلاح چراغ نمود آنگاه فرمود: ما مدّعی هستیم که میهمان خود را به کار وا نمی داریم. اهل بیت کمک به رفتن مهمان نمی کردن(استقبال خوب می کردن و اثاث او را کمک می کردند و در برایش باز می کردن اما موقع رفتن او را کمک و تشویق نمی کردند و از رفتن مهمان ناراضی بودن)

وَ رُوِی أَنَّهُ نَزَلَ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَوْمٌ مِنْ جُهَینَةَ فَأَضَافَهُمْ فَلَمَّا أَرَادُوا الرِّحْلَةَ زَوَّدَهُمْ وَ وَصَلَهُمْ وَ أَعْطَاهُمْ ثُمَّ قَالَ لِغِلْمَانِهِ تَنَحَّوْا لَا تُعِینُوهُمْ فَلَمَّا فَرَغُوا جَاءُوا لِیوَدِّعُوهُ فَقَالُوا لَهُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَقَدْ أَضَفْتَ فَأَحْسَنْتَ الضِّیافَةَ وَ أَعْطَیتَ فَأَجْزَلْتَ الْعَطِیةَ ثُمَّ أَمَرْتَ غِلْمَانَک أَنْ لَا یعِینُونَا عَلَی الرِّحْلَةِ فَقَالَ ع إِنَّا لَأَهْلُ بَیتٍ لَا نُعِینُ أَضْیافَنَا عَلَی الرِّحْلَةِ مِنْ عِنْدِنَا (فتال نیشابوری، 1375، ج 1؛ ص211)؛ و روایت شده است که گروهی از قبیله جهینة(یا قبیله جُهنی) به خانه امام صادق آمدند. از ایشان پذیرایی فرمود و چون خواستند بروند، برای آنان توشه و زاد فراهم فرمود و به آنان بخشش و عنایت کرد. ولی همین که خواستند بارهای خود را ببندند و بار کنند به خدمتکاران خود فرمود: از ایشان فاصله بگیرید و آنان را یاری ندهید. میهمانان پس از آنکه بارهای خود را بستند و بار کردند برای وداع به حضور امام صادق آمدند و گفتند: ای پسر پیامبر! میزبانی فرمودی و چه نیکو میزبانی کردی و عطا فرمودی و چه بسیار عطا کردی و سرانجام به خدمتکارانت فرمان دادی ما را برای بستن بار یاری ندهند. این چگونه بود؟ فرمود: ما خاندان به میهمان برای رفتن از خانه خود یاری نمی دهیم.

اهل بیت بر سر سفره تا آخر می نشستند و زودتر از مهمان دست از غذا نمی کشیدند و خودشان را به نوعی مشغول می کردند تا مهمان کاملا غذا بخورد.

مهمان نیز باید آدابی را رعایت کند از جمله:

یکی از وظایف مهمان از زمان ورود به منزل میزبان، چشم نگهداشتن از محرمات است که شامل چشم نگهداشتن از تجسس و وارسی قسمت های مختلف منزل میزبان، چشم نگهداشتن از نامحرم و امور دیگر می شود. به هرحال، ممکن است خانوادة میزبان برای عرض ادب حاضر شوند و برحسب درجة آشنایی و خویشاوندی، با پوششی متفاوت از بیرون منزل، در برابر مهمان نمایان شوند؛ از این رو، وظیفة مهمان چشم پاکی در برابر همسر، دختر و خانوادة میزبان است. همچنین، چشم نگهداشتن از قسمت هایی از منزل که اندرونی و حریم خصوصی شمرده می شود و متعلق به خانوادة میزبان است. امیرمؤمنان(ع) فرموده اند: «خداوند به مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام وحی کرد که به بنی اسرائیل بگو در هیچ خانه ای از خانه های [بندگان] من وارد نشوید مگر با چشم های خاشع و به زیرافتاده، قلوب پاک و طاهر، دست های امین و پاک. و به بنی اسرائیل خبر بده که من دعای هیچ کس از بندگانم را که ظلمی بر گردنش باشد اجابت نمی کنم» (ابی فراس، بی تا، ج 1، ص 63-

رازداری و امانتداری و صمیمیت

وقتی مهمان وارد خانه میزبان می شود، خواسته یا ناخواسته، بر نحوة زندگی میزبان و خانواده اش، سطح زندگی و مشکلاتشان آگاه می شود. شرع اسلام در اینجا به رازداری توصیه می کند. وقتی مهمان بر اسرار میزبان آگاه شد، اجازة خارج کردن، اطلاعات و سخن گفتن از اسرار، سطح زندگی و مشکلات میزبان و خانواده اش را ندارد. پیامبر اکرم(ص)، کسانی را که در مجالس دوستان و آشنایان حاضر می شوند و از مسائل خصوصی آنان مطلع می شوند، به رازداری توصیه می کنند و می فرمایند: «در مجلس ها امانت دار باشید؛ فاش کردن راز برادرت خیانت است؛ از این کار دوری کن؛ و از نشست های عشیره ای بپرهیز» ( مجلسی، 1403ق، ج 77، ص 89، ح 3-