راههای تقویت اعتماد به نفس در جوانی و خردسالی
38 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


تعریف اعتماد اعتماد به نفس و راههای تقویت آن

دو مفهوم اعتماد به نفس[1] و عزت نفس[2]، قرابت معنايي و رابطة مستقيم و مثبت دارند؛ به طوري که با ازدياد يکي، ديگري هم زياد ميشود و برعکس، اما مترادف نيستند. «ارزيابي ما از خود پندارة خويش بر حسب ارزش کلي آن، عزت نفس ناميده ميشود، به عبارت ديگر عزت نفس، ميزان ارزشي است که ما براي خود قائل هستيم.»

«اعتماد به نفس يعني اينکه شخص احساس کند داراي توانايي و کفايت است.[3]

عزت نفس، ما را از دست زدن به امور نامطلوب باز ميدارد، ماهيت بازدارندگي دارد؛ اما اعتماد به نفس، ما را به کارهاي مطلوب و بزرگ، و روبه رو شدن با مشکلات بر ميانگيزاند و ماهيت ايجابي دارد. «اگر بخواهيم فرزندان ما در بزرگسالي و در مواجهه با ناهمواريهاي زندگي، اعتماد به نفس خود را از دست ندهند، بايد پايههاي عزت نفس آنان را از کودکي محکم کنيم»[4].

از ويژگيهاي بسيار ضروري يک انسان در روابط اجتماعی و خانوادگی، اعتماد به نفس بالا است. البته بايد توجه داشت که وقتي از اعتماد به نفس و مثبت بودن آن سخن ميگوييم آن را در مقياس ادراکات و برنامهريزيهاي انسان ملاحظه ميکنيم؛ يعني فرد بايد، قوت و توانمندي و آمادگيهاي اکتسابي خود را در حد لازم براي انجام کار مورد نظر بداند و اميد زيادي به موفقيت خود داشته باشد. لکن از ديدگاه اسلامي، بايد ضمن اعتماد به نفس، توکل بر خداوند متعال نيز داشت؛ چرا که تمام علل و اسباب طبيعي و آثار آنها با خواست خداوند جريان پيدا ميکند. به عبارت سادهتر، توکل بر خداوند، نه تنها منافاتي با اعتماد به نفس ندارد، بلکه مکمل آن است و از ديدگاه اسلامي، امري ضروري است.

درجات اعتماد به نفس

براي اعتماد به نفس پنج درجه ميتوان در نظر گرفت: 1- بالاي واقعي؛ 2- بالاي کاذب؛ 3- متوسط واقعي؛ 4- پايين واقعي؛ 5- پايين کاذب. نوع اول بسيار کمياب و ايدهآل است. پيامبران و ائمه (ع) داراي چنين اعتماد به نفسي بودهاند. نوع سوم براي هر فردي، خوب و نشانة سلامت رواني است؛ اما ساير موارد، چونان بيماري است. اعتماد به نفس بايد متناسب با خصوصيات واقعي فرد باشد. اگر از نوع چهارم بود، (پایین واقعی) فرد بايد با همان سازگار شود و زندگي کند و به هيچ وجه خود را به دست اعتماد به نفس کاذب بالا يا پايين نسپارد یعنی اگر اعتماد به نفس پایینی داشت یا با آن زندگی کند و یا آنرا تقویت نماید و هرگز دنبال اعتماد به نفس کاذب نباشد[5]. چنين شخصي براي کار تبليغ مناسب نيست؛ مگر اينکه بتواند اعتماد به نفس خود را به صورت واقعي بالا ببرد. مبلغ بايد در حد متوسط، اعتماد به نفس داشته باشد و همواره در جهت تقويت آن نيز تلاش کند و از پيامبران و ائمه (ع) الگو بگيرد.

علائم اعتماد به نفس بالا و متوسط

اعتماد به نفس بالا و پايين، هرکدام آثار و نشانههايي دارد. فردي که اعتماد به نفس متعارف و متوسط دارد داراي نشانه‌هاي زير است: 1- به موفقيتهاي خود شاد است؛ 2- ميتواند مستقل عمل نمايد؛ 3- مسئوليت پذير است؛ 4- ناکامي را تحمل ميکند؛ 5- اهل شوخي است؛ 6- هدفمند است؛ 7- ميتواند برآورده شدن آرزوهايش را به تعويق بيندازد؛ 8- به هنگام نياز، در خواست کمک ميکند؛ 9- فعال، پرتحرک و در بيان احساساتش ارتجاعي عمل ميکند؛ 10- آرام است و از عهدة فشارها بر ميآيد.

اما کسي که اعتماد به نفس پايين دارد: 1- با احتياط عمل ميکند و از خطر کردن ميپرهيزد؛ 2- بي دست و پا است؛ 3- زود نااميد ميشود؛ 4- مرتب به پشت گرمي نياز دارد؛ 5- زود تحت تأثير قرار ميگيرد؛ 6- از کلماتي مثل نميدانم و اهميت نميدهم، زياد استفاده ميکند؛ 7- گوشهگير است؛ 8- ديگران را مسئول شکستهاي خود ميداند؛ 9- طرد شده است و دوستان کميدارد؛ 10- حس همکاري ندارد و عصبي مزاج است؛ 11- ارتباط برقرار نميکند؛ 12- متکي و وابسته است؛ 13- گله و شکايت زيادي دارد؛ 14- به طور کلي منفي بين است.

عوامل و زمينههاي اعتماد به نفس

1 – دوري از تظاهر

اولين گام براي ايجاد اعتماد به نفس اين است که از تظاهر دست برداريم، تلاش کنيم اعتماد به نفس خود را بيشتر از آن چه که واقعاً هست، جلوه ندهيم. يعني با خودمان روراست و صادق باشيم و بر اساس توانمندي واقعي خودمان تصميم بگيريم. از آرزوهاي بزرگ و رؤياهاي دست نيافتني دست برداريم و دنبال کارهايي برويم که دستيابي به نتيجة آن بسيار آسان است[6].

در آموزههاي اخلاقي اسلام از آرزوهاي طولاني مذمت شده و آنرا ناپسند دانستهاند. حضرت علي در اين باره ميفرمايند: اي مردم! همانا بر شما از دو چيز ميترسم: هواپرستي و آرزوهاي طولاني[7]. ممکن است داشتن آرزوهای طولانی، باعث شود تا اعتماد به نفس انسان رشد نکند.

2 – تقويت عزت نفس

عزت نفس همبستگي زيادي با اعتماد به نفس دارد و هر مقدار عزت نفس انسان بالا باشد، يعني براي خود ارزش قائل باشد، از اعتماد به نفس بالايي برخوردار ميشود. براي تقويت عزت نفس ميتوان به مثبت نگري پرداخت و به جنبههاي مثبت و ارزشمند شخصيت خويش و توانمنديهاي خود توجه نمود و جنبههاي منفي را ناديده گرفت. اگر شما به عنوان مثال به توانمندي و لياقتهايي که در امور مختلف داريد توجه کنيد مثلاً به قوي بودن خود در حفظ قرآن، مردمداري، کارهاي فني، رايانه، تحقيق، منبر،دينداري، و غيره توجه نمائيد، احساس توانايي و ارزشمندي و مفيد بودن ميکنيد و در نتيجه به عزت نفس نيل پيدا کرده و در ساية آن نيز به اعتماد به نفس ميرسيد.

وقتي انسان جنبههاي منفي شخصيت خود را ناديده ميگيرد(و لو به صورت موقت) و فقط به ابعاد مثبت و شايستگي خود توجه ميکند، اين احساس به او دست ميدهد که فرد مفيد و برازندهاي براي جامعه و همنوعان است. البته بايد توجه داشت که اين روحية تکبر و غرور نيست که مذموم است بلکه دقت و تمرکز در توانمندي واقعي خويش است که از آنها غفلت داشته است[8].

3 – رسيدگي به خويشتن

اعتماد به نفس تا حد زيادي به ميزان سلامتي جسماني و رواني بستگي دارد. بي توجهي به سلامتي روحي و جسميخود، نشان دهندة اين است که شما خودتان را دوست نداريد. کساني که نسبت به خويشتن چنين محبت و توجهي را ندارند نيازمند پر شدن اين خلاء از ناحية ديگران هستند و اين يعني ضعف اعتماد به نفس.

افرادي که به نيازهاي جسماني و رواني خود در حد متعادل و مطابق با اصول اسلاميتوجه دارند، از سلامتي و نشاط قابل توجهي برخوردار هستند. افراد ورزشکار و کساني که به تفريحات سالم ميپردازند و کساني که از تغذيه سالم بهرهمند هستند از نشاط و بالندگي بيشتر و اعتماد به نفس بالايي برخوردارند. ورزش و به ويژه کوهنوردي و پيادهروي آثار و فوايد زيادي دارد و علاوه بر تأمين سلامت جسماني باعث افزايش اميد به زندگي و ارتقاي عزت نفس ميشود[9].

4 – زندگي در محيط مطلوب

در دوران نوجواني و جواني و ميانسالي عوامل متعددي مانند جايگاه اجتماعي، جنسيت، نژادمقبوليت اجتماعي در عزت نفس و اعتماد به ونفس افراد نقش دارند. از آن جهت که رابطه فرد در اين سنين با افراد جامعه بيشتر است و به تعبير ديگر، حرمت خود[10] آنان در يک زمنية اجتماعي رشد مييابد، جايگاه فرد در يک گروه خاص عامل مهمي در رشد مفهوم «خود» و «حرمت خود» به شمار ميرود[11].

موريس[12] (1985) خاطر نشان ميکند که يکي از مهمترين عوامل تعيين کننده در رشد عزت نفس افراد اين است که تا چه حد با ديگران يا محيط اجتماعي سازگاري دارد؛ بنابراين اگر فردي در محيط ناهنجار و نامناسب زندگي کند، از عزت نفس پايين رنج خواهد برد. در تأييد اين مطلب، برخي مطالعات نشان ميدهد که تعصبهاي قوميو نژادي در برخي کشورها باعث شده تا سياه پوستان آن کشور از عزت نفس پايينتري نسبت به سفيد پوستان برخوردار باشند[13].

5 – تحسين خويشتن

افزون بر عوامل محيطي، برخي عوامل دروني که به خود فرد و تفسير و تحليل او از خود و توانمنديهاي خويشتن مربوط ميشود نيز در شکلگيري اعتماد به نفس مؤثر است. بندورا[14] ميگويد: آن دسته از افرادي که به خاطر موفقيت به تحسين و تمجيد از خود ميپردازند، به احتمال بيشتر به حرمت خود بالا و پايدار دست مييابند. همة انسانها نقاط ضعف و قوت دارند و در برخي موقعيتها، بهتر از ساير موقعيتها عمل ميکنند؛ اما افراد داراي عزت نفس بالا، سعي ميکنند بيشتر بر شايستگي و آن چه از آن برخوردارند، توجه کنند؛ شايد همين ويژگي، يکي از عوامل مؤثر در رشد عزت نفس و اعتماد به نفس آنان است. تحقيقات تجربي نيز نشان ميدهد که عزت نفس تا حدودي از حوادث و رخدادهاي زندگي و برداشتي که از آن داريم تأثير ميپذيرد[15]. البته توجه داریم که تحسین خویشتن باید با این نیت باشد که این نعمت‌ها و کمالات را خدای متعال به ما ارزانی کرده است.

6 – خداباوري

يکي از عوامل مهم در ايجاد عزت نفس، اعتماد قلبي واقعي به خداوند و قدرت بي همتاي اوست. کسي که خداوند را به عنوان قدرت مطلق قبول دارد و با او ارتباط معنوي و قلبي مستحکميدارد، از اطمينان و استواري ويژهاي برخوردار ميشود، زيرا وقتي با يک قدرت بي بديل و بزرگ ارتباط داشته باشد احساس ميکند از پشتيباني او برخوردار بوده و اين احساس، به او قدرت اراده و اعتماد به نفس ميدهد، اين تصور برايش ايجاد ميشود که در نزد خداوند داراي منزلت و جايگاه است و در پرتو عظمت الهي به مقاميرسيده است. البته پر واضح است که در بينش اسلامي اين احساس قدرت و اقتدار در سايه اتصاف به خداوند و در طول قدرت خداست و همهاش از ناحية اوست. چون تمام عزت و بزرگي مال خداوند متعال است و اگر کسي صاحب منزلت و بزرگي و مقاميميشود بخاطر اتصال و ارتباط به آن منبع فيض و کمال و عزت است.

عزت و بزرگي خداوند ذاتي ميباشد ولي عزت و بزرگي رسول و مؤمنين بخاطر اتصال به خداوند بوده و در ساية عظمت خداوند حاصل شده است.

هانري لينک[16] روانشناس آمريکايي ميگويد: «در نتيجه تحقيقات طولاني خود بر روي افراد به اين موضوع پي بردهام کسي که با دين سر و کار داشته باشد و به عبادات بپردازد، آن چنان شخصيتي قوي و نيرومند پيدا ميکند که هيچ گاه يک نفر بي دين نميتواند چنين شخصيتي بدست آورد[17].

الکسيس کارل ميگويد: اگر انسانها به طور صميمانه با خداوند ارتباط داشته باشند خواهند ديد که زندگيشان به صورت عميق و مشهودي تغيير ميکند و در اثر ارتباط با خدا بارقة اميد و نيرو در قلبشان ميتابد. ارتباط باخدا براي تکامل صحيح شخصيت و تماميت عاليترين ملکات انساني ضرورت دارد، تنها در ساية ارتباط با خالق هستي ميتوان به هماهنگي روح و بدن پرداخت و به انسان نيرومندي و استقامت بيرون از حد تصور، بخشيد[18].

ياد خدا و ارتباط با جان جانان به انسانها اطمينان قلب و استواري درون عنايت کرده و آنها را در اهداف خود ثابت قدم ميدارد و در ساية لطف الهي، ترس و وحشت که معمولاً سد راه است، برطرف ميگردد. امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي ميفرمايند: اي مولاي من و اي خداي من! با ياد تو، با ارتباط با تو، دلم زنده ميشود و با مناجات تو، درد ترس (فراق) را در خود تسکين ميدهم[19].

در فرازي از مناجات ذاکرين ميخوانيم: اي خداي من! دلهاي واله و حيران، پابست عشق و محبت تو است و بر شناخت تو،تمام عقول متفقاند که دلهاي بندگان جز به ياد تو آرامش و اطمينان نيابند[20].

اگر دلي از ياد خدا اعراض کند و اگر کسي پناهگاهي غير از خدا بجويد در تنگنا و سردرگمي گرفتار آيد و به زندگي سختي مبتلا شود. قرآن کريم ميفرمايد: هر کس از ياد خدا و ارتباط با خدا بريده باشد و روي بگرداند در حقيقت، زندگي تنگ و سختي خواهد داشت[21]. (برای تفصیل بیشتر مراجعه نمایید به کتاب «جوانی فصل شکفتن،تالیف علی احمد پناهی از انتشارات موسسه امام خمینی)


[1]. Self confidence

[2] . Self steam

[3]. Atkinson.R.etal & introduction to psychology, p453.

[4]. استنهاوس، اعتماد به نفس، ترجمه ناهيد آزاد منش، ص12.

[5]. استنهاوس، اعتماد به نفس، ترجمه ناهيد آزاد منش، ص12.

[6]. باربارا دی آنجلس، اعتماد به نفس، ترجمة مرضیه ملک جمشیدی، ص 43.

[7]. أيها الناس، أن أخوف ما أخاف عليکم اثنان: اتباع الهوي و طول الأمل؛ (نهج البلاغه، خطبه42).

[8]. براي مطالعه بيشتر، رجوع کنيد: علي، اسلامينسب، روان شناسي اعتماد به نفس، تهران، انتشارات مهرداد، 1373.

[9]. ام رابين، ديماتئو، روان شناسي سلامت، ترجمة محمد کاوياني و همکاران، ج1، ص392.

[10]. مراد از حرمت خود همان عزت نفس است که در ابتداي فصل معناي آن بيان شد.

[11]. محمد صادق شجاعي، توکل به خدا، ص128.

[12]. Morris

[13]. اسماعيل بيابانگرد، روش هاي افزايش عزت نفس در کودکان و نوجوانان،ص121.

[14]. یکی از روانشناسان معاصر.

[15]. محمد صادق شجاعي، توکل به خدا، ص129.

[16]. Henry link

[17]. علي احمد پناهي، آرامش در پرتو نيايش، ص152.

[18]. همان، ص161.

[19]. مولاي بذکرک عاش قلبي و بمناجاتک بردت الم الخوف عني.

[20]. الهي بک هامت القلوب الوالهة و علي معرفت جمعت العقول المتباينة فلاتطمئن القلوب الا بذکرک.

[21]. و من أعرض عن ذکري فان له معيشة ضنکاً (سوره طه، آيه124).