آیا معیار حق و حقیقت فقط قضاوت دیگران است؟
20 بازدید
موضوع: روانشناسی

آیا معیار حق و حقیقت فقط قضاوت دیگران است؟

یا هِشامُ لَو کانَ فی یدِک جَوزَةٌ وَقالَ النّاسُ: فی یدِک لُؤلُؤَةٌ، ما کانَ ینفَعُک وَأَنتَ تَعلَمُ أنَّها جَوزَةٌ؟ وَلَو کانَ فی یدِک لُؤلُؤَةٌ وقالَ النّاسُ: إنَّها جَوزَةٌ ما ضَرَّک وَأَنتَ تَعلَمُ أنَّها لُؤلُؤَةٌ؛یا هشام! اگر گردوئی داشته باشی و همه گویند لؤلؤ است سودت ندهد، تو خود می دانی که گردو است، و اگر لؤلؤیی در دستت باشد و مردم گویند گردو است زیانت نرساند، تو خود می دانی که لؤلؤ است.

عواملی که باعث پاکی اعمال و افزایش رزق و طول عُمر می شود چیست؟

یا هِشامُ؛ مَن صَدَق لِسانُهُ زَکا عَمَلُهُ، وَمَن حَسُنَت نِیتُهُ زیدَ فی رِزِقِهِ، وَمَن حَسُنَ بِرُّهُ بِإِخوانِهِ وَأهلِهِ مُدَّ فی عُمُرِهِ

ای هشام! هر که زبانش راست گوید، عملش پاکیزه شود، هر که نیتش خیر باشد، روزیش زیاد شود، هر که به برادران و خاندانش نیکی کند عمرش دراز گردد.

بهترین کُنش وری هایی که باعث تقرب به خداوند می شود کدام است؟

یا هِشامُ؛ أفضَلُ ما یتَقَرَّبُ بِهِ العَبدُ إلَی اللَّهِ بَعدَ المَعرِفَةِ بِهِ الصَّلاةُ، وَبِرُّ الوالِدَینِ، وَتَرک الحَسَدِ وَالعُجبُ وَالفَخرُ

ای هشام! بهترین وسیله تقرب(نزدیکی) بنده به خدا، پس از معرفت، نماز،نیکی به پدر و مادر، وانهادن حسد، و ترک خودبرتربینی و ترک فخر فروشی است.

آیا می شود گوهر و طلا را به نادان و احمق سپرد؟

یا هِشامُ؛ لا تَمنَحوا الجُهّالَ الحِکمَةَ فَتَظلِموها، وَلا تَمنَعوها أهلَها فَتَظلِموهُم(هشام! حکمت را به نادانان نیاموزید که بدان ستم کرده اید، و از اهلش دریغ نکنید که به آنها ظلم کرده اید

چه کسانی مجازند صدر مجلس باشند و مدیر قوم و قبیله شوند؟

یا هِشامُ؛ إنَّ أمیرَ المُؤمِنینَ علیه السلام کانَ یقولُ: لا یجلِسُ فی صَدرِ المَجلِس إلّارَجُلٌ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: یجیبُ إذا سُئِلَ وَینطِقُ إذا عَجَزَ القَومُ عَنِ الکلامِ، وَیشیرُ بِالرَّأی الَّذی فیهِ صَلاحُ أهلِهِ، فَمَن لَم یکن فیهِ شَی ءٌ مِنهُنَّ فَجَلَسَ فَهُوَ أحمَقُ

یا هشام! امیر المؤمنین (ع) می فرمود: آن کس حق دارد در صدر مجلس نشیند که سه خصلت داشته باشد: اگر پرسند پاسخ گوید، اگر از گفتار فرو مانند، لب گشاید، رأیش در کارها بر وفق صلاح باشد و هر که این صفات ندارد و در صدر نشیند، احمق است.

نشانه های عاقل کدام است؟

یا هِشامُ، إنَّ العاقِلَ لا یحَدِّثُ مَن یخافُ تَکذیبَهُ، وَلا یسأَلُ مَن یخافُ مَنعَهُ، وَلا یعِدُ ما لا یقدِرُ عَلَیهِ، وَلا یرجو ما یعنَّفُ بِرَجائِهِ وَ لا یتَقَدَّمُ عَلی ما یخافُ العَجزَ عَنهُ

یا هشام! عاقل با کسی که ترسد تکذیبش کند، سخن نگوید؛ و از آن که ترسد دریغ کند، درخواست ننماید؛ و آنچه را نتواند، وعده ندهد؛ امیدی که مایه سرزنش است (طمع های خام)، در دل نپرورد؛ به کاری که ترسد در آن بماند، اقدام نکند.

چه کنیم تا خداوند از خطاهایمان بگذرد؟

یا هِشَامُ مَنْ کفَّ نَفْسَهُ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ أَقَالَهُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ مَنْ کفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ کفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ ()

هشام! هر که خود را از تعرض به آبروی مردم نگه دارد، خداوند در قیامت از لغزشهایش بگذرد، و هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خدا در قیامت خشمش را از او نگه دارد.

از خداوند حیا کنیم و حریم نگهداریم و شهوت پرستی را وانهیم تا رستگار شویم

یا هِشَامُ رَحِمَ اللَّهُ مَنِ اسْتَحْیا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیاءِ فَحَفِظَ الرَّأْسَ وَ مَا حَوَی وَ الْبَطْنَ وَ مَا وَعَی وَ ذَکرَ الْمَوْتَ وَ الْبِلَی وَ عَلِمَ أَنَّ الْجَنَّةَ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکارِهِ وَ النَّارَ مَحْفُوفَةٌ بِالشَّهَوَاتِ

(هشام! خدا بر آن بنده رحمت آرد که چنان که باید از خدا حیا کند، سر و محتوای سر را نگه دارد، شکم و اندرون شکم را حفظ کند، مرگ و پوسیدن را یاد کند، و بداند که بهشت در لفافه ای از ناملایمات پیچیده شده، و آتش در لفافه ای از لذائذ و شهوات.

ابن شعبه حرانی، حسن بن علی،(1404) تحف العقول قم، جامعه مدرسین، ص385-390.

تهیه و تنظیم:حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی احمد پناهی