آیا به سرعت گیرهای دنیوی اندیشه کرده ایی؟؟
28 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

حقیقت حیات دنیوی و فراز و نشیب آن

رُوِیَ عَن رسولِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: الدُّنْیَا دُوَلٌ فَمَا کانَ لَک أَتَاک عَلَی ضَعْفِک وَ مَا کانَ مِنْهَا عَلَیْک لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِک وَ مَنِ انْقَطَعَ رَجَاؤُهُ مِمَّا فَاتَ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ وَ مَنْ رَضِیَ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ قَرَّتْ عَیْنُهُ(بحارالانوار، جلد 74، صفحه 145)؛ ازپیامبر رحمت و مغفرت نقل است که فرمودند: دنیا متحوّل و در گردش است و ثبات و قرار ندارد. آنچه که برای تو مقرّر شده است به تو خواهد رسید، گرچه در نهایت ضعف و ناتوانی باشی؛ و آنچه که به ضرر و زیان تو باشد باز هم به تو خواهد رسید، گرچه در کمال قدرت و نیرومندی باشی و هرگز جلوی آن را نتوانی گرفت. و هر کس که امید خود را از آنچه که از دست رفته قطع کند، بدنش آسایش خواهد داشت و آن کس که راضی باشد به آنچه که خدا روزی او نموده دل و چشمش روشن خواهد شد.

شرح حدیث

«الدُّنْیَا دُوَلٌ». حضرت در ابتدا وضع دنیا را بیان می فرمایند. دنیا در گردش است. یعنی دنیا هیچگاه برای هیچ کس ثابت نیست. دنیا هیچ ثبوت و قراری برای هیچ کس ندارد. این وضع دنیا است.

«فَمَا کانَ لَک أَتَاک عَلَی ضَعْفِک». آنچه که خدا تقدیر کرده به تو خواهد رسید گرچه در نهایت ضعف و ناتوانی باشی. چه بسا انسان فکر می کند که از نظر امور دنیایی توان به دست آوردن فلان منفعت را ندارد، ولی چون مقدّر شده است به او خواهد رسید.

وَ مَا کانَ مِنْهَا عَلَیْک لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِک، در جایی هم که مواردی به ضرر و زیان تو باشد باز به تو خواهد رسید هر چند تو در کمال قدرت و نیرومندی باشی؛ هرگز نمی توانی آنها را از خودت دفع کنی. بنابر این، تو نه می توانی برای خودت جلب منفعت کنی و نه می توانی از خودت دفع ضرر کنی.

وَ مَنِ انْقَطَعَ رَجَاؤُهُ مِمَّا فَاتَ اسْتَرَاحَ بَدَنُهُ، اگر انسان از چیزهایی که دلش می خواسته به دست بیاورد امّا به دست نیاورده قطع امید کند، بدنش راحت می شود. به عبارت ساده ضعف اعصاب نمی گیرد! یعنی در فکر این نباش که ای کاش به دست می آوردم! ای وای که فلان چیز از دستم رفت!. . . این افکار و خیالات، باعث فشار عصبی و روحی برای تو می شود. این به نفع تو است که به چیزهایی که به آن دست پیدا نکردی امید نبندی. به دست نیامده که نیامده! نشد که نشد!

وَ مَنْ رَضِیَ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ قَرَّتْ عَیْنُهُ، اگر کسی به آنچه که خدا داده است خشنود باشد، چشمش روشن می شود. چون خدا داده است خوشحال هم می شود.

نتیجه گیری

هسته مرکزی این جملات این است که خیال نکن که تو می توانی کاری انجام بدهی. نافع خدا است، ضارّ (سود و ضرر به دست خداست) هم خدا است. او است که امور را برای تو تقدیر می کند. بی جهت خودت نقشه نکش. اگر نقشه بکشی، خدا به نقشه ات ضربه می زند. بنابر این، تو برو به وظیفه ات عمل کن. این چیزها را به او واگذار کن. برو سراغ خودش که سرنخ منافع و مضارّ به دست او است. این را بدان که تو هیچ کاره ای. او گفته در محدوده شرع بلند شو و به دنبال روزی برو، تو هم بگو چشم! بقیه اش را به او واگذار کن. نفع مال او است، دفع ضرر هم از او است. منافع را از او بخواه، از او این را هم بخواه که ضررها را از تو دفع کند. روی خودت، توانت و فکرت هیچ وقت تکیه نکن. هنگامی هم که او برای تو تدبیر کرد و به دستت رسید، آن را که به تو داده قبول کن، خوشحال شو و راضی شو. اگر این رضایت باشد، آن وقت یک زندگی شیرین پیدا می کنی؛ نه ضعف اعصاب می گیری، نه بی جهت دنبال دنیا می دوی، بی جهت خودت را، فکرت را و بدنت را هم ناراحت نمی کنی. هم روحت راحت است هم بدنت. در آخر هم خوشحال و راضی هستی و چشمت روشن می شود. اینها همه در صورتی است که به او اتکا کرده باشی. از او خواستی، او هم به تو عطا کرده است. و آنچه را هم که به تو نداده صلاحت نبوده است. اگر این حالت در تو باشد زندگی تو در همین نشئه دنیایت، همراه با خوشی درونی و حتی خوشی بیرونی خواهد بود و ناخوشی بیرونی هم به سراغ تو نمی آید.